السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

133

تفسير الميزان ( فارسي )

كرسى بنشاند ، و فرموده است « وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ » « 1 » . * ( « كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُه عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً » ) * . كلمه « ذلك » به طورى كه گفته‌اند اشاره است به واجبات و محرماتى كه قبلا گفته شد ، و ضمير در « سيئه » به همين كلمه ، يعنى به « ذلك » برمىگردد ، و معنايش اين است كه « همه اينها كه گفته شد - يعنى همه آنچه كه مورد نهى واقع شد - گناهش نزد پروردگارت مكروه است ، و خداوند آن را نخواسته است » . و بنا به قرائتى كه « همزه » را به صداى بالا و « هاء » را « تاء » و كلمه را به صورت « سيئة » خوانده‌اند كلمه مزبور خبر « كان » خواهد بود ، و معنايش چنين مىشود : « همه اينها نزد پروردگارت سيئه و مكروه است » . * ( « ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ » ) * . كلمه « ذلك » اشاره است به تكاليفى كه قبلا ذكر فرمود ، و اگر در اين آيه احكام فرعى دين را حكمت ناميده ، از اين جهت بوده است كه هر يك مشتمل بر مصالحى است كه اجمالا از سابقه كلام فهميده مىشد . * ( « وَلا تَجْعَلْ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً » ) * . خداى سبحان از آن جهت نهى از شرك را تكرار نمود - چون قبلا هم از آن نهى كرده بود - كه خواست عظمت امر توحيد را برساند ، علاوه بر اين نهى دومى به منزله پيوندى است كه آخر كلام را به اول آن وصل مىكند ، و معناى آيه روشن و واضح است . بحث روايتى در احتجاج از يزيد بن عمير بن معاويه شامى از حضرت رضا ( ع ) نقل كرده كه در ضمن حديثى كه در آن مساله جبر و تفويض و امر بين امرين را ذكر فرموده گفته است : « عرض كردم آيا خداى تعالى در كار بندگان اراده و مشيتى دارد » ؟ فرمود : اما در اطاعتها اراده و مشيت خدا همان امرى است كه خدا در باره آنها فرموده و خشنودى است كه نسبت به انجام آنها دارد و كمك و توفيقى است كه به فاعل آنها ارزانى مىدارد ، و اما در معصيتها اراده و مشيتش همان نهيى است كه از آنها كرده و سخطى است كه نسبت به مرتكبين آنها

--> ( 1 ) و شما را در زمين آرامگاه و آسايشى خواهد بود تا روز مرگ . سوره بقره ، آيه 36 .